هدیه ای از طرف خداوند

آغاز حرف زدن من

سلام. من خیلی وقته که نبودم و دلیل این نبودن هم هم تقصیر مامان خانومه. واسه همه چی وقت می گذاره الا آپ کردن وبلاگ من. (عجب مامان بدی !!!) خودش که می گه تقصیر منه که تمام وقتش رو گرفتم ولی من که می دونم بهونه شه. خلاصه امرز مامانی وقت گذاشته و چند تا از عکسهای منو آپلود کرده، تازه قول داده از این به بعد زودتر وبلاگ منو آپ کنه. راستی من چند وقتی است که دَ دَ، بابا، اَ اَ و آ آ میگم و وارد هر جمعی که میشم کلی میخندم و با حرف زدنهای مکررم سکوت جمع رو کاملا" به هم میزنم.           عکس آخر هم النا با موهای فشن         ...
6 آبان 1393
1